محمد مهريار
139
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اشكستان ( اردستان و نايين ) ، اشكستانجوى ( نايين ) ، اشكران ( رودشت ) و اشكاوند ( جى ) آمده است « 1 » و در اطراف و بالا و پايين سردشت و غيره . اما جزء دوم « ه » كه به صورت فتحه در اصل بوده است و اينك براى زينت اضافه شده ، همان فتحهء حرف آخر « اشگ » است . و اما جزء سوم « ان » علامت كثرت و نسبت و اتصاف محل است . بنابراين اشگهان معادل « اشگ + ان » يعنى محل منسوب به اشكان . اشن A S an اشن نام ديهى بزرگ و در حد خود زيبا و خوش آب و هوا است كه از دهستان علويجه از شهرستان نجفآباد به حساب آمده است . اين ديه كه برحسب سرشمارى سال 1345 جمعيتى برابر با 2957 نفر داشته است ، « 2 » اينك جمعيت آن بيشتر شده چون تقليل آب قناتها در اين ناحيت كمتر و آبادانى بيشتر بوده است . نوع معيشت مردم از صورت روستايى بيرون نيست . لهجه و يا نيمزبان خاصى نيز در اين محل وجود ندارد . عمارت كهن و بناى قديمى هم از هيچ جهت در اين دور و كنار نيست . خاك آن هم اقتضاى بناى كهن خشتى را ندارد چون بارندگى زياد است و خشت و بناهاى گلى تاب مقاومت ندارد . آنچه براى ما اهميت دارد ، خود واژهء « اشن » است كه داد مىزند من قديمى هستم . واژهشناسى : از دقت در اين واژه فورا متوجه مىشويم كه از دو جزء « ا + شن » تركيب شده است . جزء اول « ا » همان واژهء آو ( OW ) اوستايى است كه در تمام روستاهاى ايرانى و برخى لهجهها به همين صورت آمده است منتها چنان كه به تضاعيف ديديم به فتحه و به كسره و ضمه يا « الف » ممدود به انواع مختلف تطور ، يافته است و وجود كلمهء « آب » بر سر نام ديه چنان كه مكرر ديدهايم و گفتهايم رايج است و موجب تجليل محل مىشده است . اما جزء دوم « شن » همان است كه در گلشن داريم به معنى محل و جا در واژهء گلخن ( « خن » - « شن » تخفيف يافته ) باز همان صورت است با تلفظى ديگر به عبارت ديگر گلشن جاى گل است و اشن جاى آب كه موجب آبادى ديه شده است . « 3 » خود واژهء « شن » در عينحال
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همين نامواژهها در اين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 90 . ( 3 ) - « گل » به ضم اول معادل « گر » پهلوى است به معنى آتش و در لهجهء اصفهانى گر گرفتن و كشيدن به معنى روشن شدن آتش است .